زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
یه جوری دل منو سوزوندی که تـا قـیـامـت از دلـم غــم نـمـیـره هـر چی رو بـبـخـشم و یادم بره خـنـدههـات حـرملـه یـادم نـمیره شیرخوارم کاری به کار تو نداشت مثـل من چـشای بـارونی نداشت تشنگی یه کاری کرده بود باهاش حتی واسه جون دادن، جونی نداشت یه روزِ خوش نبینی تو زندگیت شـادیا بـرات عـذاب شه حـرمله ربابُ خونه خراب کردی چرا!؟ الهی خـونت خـراب شه حـرمله حـالا با چه رویی تا حـرم بـرم؟ جلـوی خـیـمه نـشـسـتـه مـادرش غـنچـه که طاقـت طـوفـان نداره نامسلمون به یه پوست بنده سرش جــواب ربــابُ حـالا چـی بــدم؟ نـگـه واسـم یـه گـل پـرپـر آورد دلـشـوره دارم ازم ســؤال کـنــه کِی علیم دندون شیری درآورد!؟ برای کـشـتـن من نـیـازی نیست مثل شـمـری بـره خـنـجـر بـیاره از گـلـوی پـسـرش بـا چـه دلی! یـه پـدر مـیتـونـه تـیر در بیاره |